تحولات منطقه

با گذشت چند هفته از تغییر مسیر سیاست ارزی اکنون پرسش اصلی دیگر «چرایی حذف ارز ترجیحی» نیست، بلکه «چگونگی تداوم و موفقیت ارز تک‌نرخی» است.

اجرای تک‌نرخی کردن ارز آنقدر اضطراری نبود که شتاب‌زده عمل شود / سیاست‌های مکمل برای جبران اشتباهات جراحی ارزی
زمان مطالعه: ۷ دقیقه

با گذشت چند هفته از تغییر مسیر سیاست ارزی اکنون پرسش اصلی دیگر «چرایی حذف ارز ترجیحی» نیست، بلکه «چگونگی تداوم و موفقیت ارز تک‌نرخی» است؛ سیاستی که اگرچه با هدف حذف رانت، شفاف‌سازی و حمایت از معیشت مردم اجرا شد، اما آثار تورمی، ابهام در منابع جبران و نحوه مداخله دولت در بازار ارز، همچنان محل بحث کارشناسان اقتصادی است.
سیدعلی مدنی‌زاده، وزیر اقتصاد در اظهارنظری اعلام کرده بانک مرکزی در انتظار یک بازه زمانی است تا بتواند نرخ ترجیحی را از بین ببرد و از همین رو صندوقی تشکیل شده تا اگر نوسانی ایجاد شد جلو ی این نوسان‌های قیمتی گرفته شود و سفره مردم کوچک نشود.
به گفته او اگر در گذشته نوسان‌های قیمت نفت روی معیشت تأثیرگذار بود، اکنون با تشکیل این صندوق و سیاست جدید ارزی، دیگر این تغییرات روی معیشت مردم تأثیرگذار نخواهد بود.
کامران ندری، اقتصاددان درخصوص این نگاه حمایتی، نحوه اجرا و آثار سیاست تک‌نرخی کردن ارز طی دو سه هفته آغازین به پرسش‌های خبرنگار ما پاسخ می‌دهد.

آقای دکتر، به باور شما اینکه صندوقی برای حمایت از معیشت مردم در برابر نوسان‌های احتمالی ارز و جلوگیری از انتقال بار تورمی این نوسان‌ها به سفره مردم تشکیل شده، کارکردی فراتر از ذخایر ارزی بانک مرکزی دارد؟

نه، اساساً کارکرد ذخایر ارزی بانک مرکزی هم همین است. در این زمینه ابهام داریم اما اگر اظهارات وزیر اقتصاد به معنی نهادسازی جدید است باید گفت نیازی به نهادسازی جدید نیست.
در همه جای دنیا کارکرد ذخایر ارزی بانک مرکزی این است که نوسان‌ها را کنترل کنند و عمدتاً رژیم ارزی آن‌ها شناور مدیریت شده است؛ بدین صورت که نهادی (معمولاً بانک مرکزی) مسئولیت مستقیم مدیریت بازار ارز را بر عهده دارد و با استفاده از ذخایر خود در بازار مداخله می‌کند و مانع از نوسان‌های شدید نرخ ارز می‌شود.
بعید می‌دانم نیازی به نهاد جدید یا صندوق جدید باشد هرچند در کشور ما علاقه زیادی به نهادسازی وجود دارد حال آنکه این اقدام صرف بودجه زیاد و نیروی انسانی را می‌طلبد و هزینه جدید بر دولت تحمیل می‌کند و نیز چنین کاری، وظیفه ذاتی بانک مرکزی است پس تشکیل صندوق هم بی‌شک کارکردی بیشتر از ذخایر بانک مرکزی نخواهد داشت و تشکیل آن بیهوده است و اگر هدف، کنترل بازار ارز است، باید دست بانک مرکزی را باز گذاشت و آزادی عمل بیشتری به این نهاد داد.

اما وزیر اقتصاد اعلام کرده این صندوق به طور مشخص برای حمایت از سفره مردم و جداسازی معیشت آن‌ها از نوسان‌های قیمت نفت تشکیل شده است. بر این اساس شاید تشکیل آن در این مقطع زمانی، قابل دفاع باشد...

بی‌شک نفس این اهداف حمایتی، قابل دفاع است، اما حرف من به عنوان یک اقتصاددان این است که برای حمایت از معیشت مردم در برابر نوسان‌های نفت و ارز، نیازی به ایجاد صندوق جدید نیست.
بخشی از دارایی‌های ارزی بانک مرکزی همان ارزهایی است که معمولاً از دولت و بخشی را هم خود بانک مرکزی از بازار می‌خرد و با همان ذخایر می‌تواند در بازار مداخله کند و نیازی به صندوق جدید نیست و باید بازار را مدیریت کند. علاوه بر این صندوق جدید هم اگر ذیل بانک مرکزی باشد، کاملاً بی‌معنی است.
ضمن اینکه این موارد را باید رئیس کل بانک مرکزی اعلام کند نه وزیر اقتصاد و اینکه ایشان در این روزها به عنوان سخنگوی اقتصادی دولت یا بانک مرکزی چنین اظهارنظرهایی می‌کند، محل ابهام زیاد است.
علاوه بر این به دلیل این اقدام شتاب‌زده یعنی حذف ارز ترجیحی در همین نقطه شروع، آسیب سنگین و تورم تازه‌ای به معیشت مردم به ویژه اقشار ضعیف، کم‌درآمد و متوسط وارد شده و امیدواریم بتوان با ارقام حدوداً یک میلیون تومانی که تاکنون به دست برخی نرسیده و دولت گفته متناسب با تورم، تغییر می‌کند، این فشار اقتصادی را جبران کرد.
البته هنوز تبعات تورمی این اقدام دولت به طور کامل تخلیه نشده و باید دید در چه نقطه‌ای متوقف می‌شود و آیا منابع کافی برای جبران تورم ناشی از این تصمیم و تغییر رویه ارزی وجود دارد؟ ضمن اینکه ما هنوز نمی‌دانیم یارانه‌هایی که قرار است پرداخت شود، از کدام منابع خواهد بود. از یک طرف می‌گویند می‌خواهیم نفت بفروشیم و ارز ترجیحی اول زنجیره را حذف و در بازار بفروشیم و ریالش را به صورت یارانه به مردم بدهیم از طرف دیگر می‌گویند این تصمیم عجولانه برای این بوده که ارز نداریم! این‌ها همگی تناقض دارد.

آقای دکتر، دولت اعلام کرده قصد ندارد پول چاپ کند و از این محل یارانه بدهد.

دولت این وعده را داده است اما اگر نتوانیم نفت بفروشیم یارانه عمدتاً از محل چاپ پول پرداخت خواهد شد. بحث من این است تاکنون دولت ضد و نقیض حرف زده و ما نمی‌دانیم آیا ارز داریم و به اول زنجیره نمی‌دهیم یا نداریم؟ در بسیاری موارد برای توجیه این اقدام عجولانه می‌گویند ارز نداریم اما وقتی قرار است برنامه خود را توجیه کنند، می‌گویند ارز داریم و در بازار می‌فروشیم و ریالش را به یارانه اختصاص می‌دهیم. در حال حاضر ما بسیاری از این پاسخ‌ها را در اختیار نداریم و فقط مبتنی بر وعده‌ها و اظهارات دولتی‌ها تحلیل می‌کنیم.

بی‌شک شما هم مانند بسیاری از کارشناسان اقتصادی، مدافع حذف رانت ارزی در اول زنجیره هستید. بر این اساس چرا از لفظ «عجولانه» برای سیاست ارزی دولت که اتفاقاً با تأخیر زیاد هم اجرا شده، استفاده می‌کنید؟

نخست اینکه زمان‌بندی این کار آن هم وسط اعتراض‌های معیشتی مردم و بازاریان و التهابات ارزی، اشتباه بود و می‌شد مثلاً دو سه هفته صبر کرد تا اوضاع اندکی آرام شود بعد این سیاست را اجرا کرد.
اجرای تک‌نرخی کردن ارز تا این حد اضطراری نبود که شتاب‌زده عمل شود. دوم اینکه می‌شد با برنامه‌ای تدریجی و مشخص این سیاست را اجرا و به مرور بازخوردها را دریافت کرد تا براساس بازخوردها گام بعدی را برداشت و سوم هم اینکه بستر حمایت از اقشار آسیب‌پذیر و خنثی‌سازی تبعات تورمی این سیاست باید از قبل آماده می‌شد نه اینکه بعد از انجام کار به فکر افتاده‌اند که چطور به آن‌هایی که یارانه نمی‌گرفتند، این یارانه جدید را بدهند.
امروز نمی‌دانیم این یک میلیون تومان پاسخگوی موج تورم هست یا نه و این برای دولت بسیار بد است که از تجربیات گذشته درس نگیرد. ما تجربه حذف یارانه پنهان بنزین در دولت احمدی‌نژاد و حذف ارز ۴هزارو۲۰۰ تومانی در دولت شهید رئیسی را داشتیم، اما متأسفانه به نظر می‌رسد دولت، درسی از این تجربیات نگرفته است و این اقدام یعنی حذف رانت ارزی را به بدترین شکل ممکن انجام داد و این شیوه اجرا چه بسا به شکست برنامه جدید ارزی منجر شود.

این اقدام امروز انجام شده حتی اگر به تعبیر شما «عجولانه» بوده است. از این به بعد برای کاهش تبعات این سیاست ضروری، جرئت‌مندانه و حمایتی چه باید کرد؟

بنده البته این موارد را باید به عنوان تبعات مثبت سیاست جدید -حداقل در روزهای ابتدایی اجرا- عرض کنم که پس از حذف رانت ارزی از ابتدای زنجیره و بر اساس اعلام مراجع رسمی، هم واردات و بازگشت ارز حاصل از صادرات، تسهیل و تسریع شده و انگیزه برای صادرات بالا رفته و هم قرار است از خانوارها حمایت‌های اعتباری برای خرید و از بنگاه‌های اقتصادی، حمایت‌های سرمایه‌ای صورت گیرد و باور دارم بی‌شک می‌شود مانع شکست این سیاست جدید ارزی شد، اما همچنان باید سیاست‌های پولی را با برنامه جدید ارزی هماهنگ کرد که متأسفانه بانک مرکزی تاکنون در این خصوص حرفی نزده است. در حوزه سیاست‌های تجاری هم به همین صورت باید متناسب با برنامه جدید، اصلاحات را اعمال کرد. اما فراتر از این‌ها این نگرانی وجود دارد که اگر ارز نداشته باشیم، شاید نتوان برای موفقیت این سیاست، کاری از پیش برد. اگر درآمد ارزی رو به کاهش باشد هیچ تضمینی برای تداوم برنامه نداریم و در این زمینه هم تاکنون به صورت سربسته اطلاع‌رسانی شده است.
بخش عمده‌ای از درآمد ارزی‌ای که برای رفاه و معیشت مردم صرف می‌شود از ناحیه فروش نفت است و اگر این منبع با تنگنا مواجه شود نمی‌توان به مردم، تولیدکننده و صادرکننده در این شرایط پرالتهاب، وعده حمایتی داد و در عمل از معیشت، سفره، کسب‌وکار و بازار آن‌ها حمایت یا به زیرساخت‌ها توجه کرد. علاوه بر این اگر بنا بر حمایت از معیشت مردم و کسب‌وکارهاست، باید در عمل هم این‌گونه باشد و برای نمونه برای برقراری اینترنتی که محل درآمد بسیاری از شهروندان و کسب‌وکارهاست، زودتر تدبیر مؤثر اندیشیده شود، چراکه بنا به تأیید مراجع رسمی و صنفی به دلیل قطع اینترنت، خسارت‌های سنگین به این حوزه‌ها وارد شده است، اما هنوز معلوم نیست این رویه کی متوقف می‌شود و این خسارت‌ها قرار است از چه محلی جبران شود. بر همین اساس معتقدم نخستین کاری که حاکمیت، دولت و بانک مرکزی باید انجام دهند این است که حرف و عمل را در خصوص حمایت‌ها به هم نزدیک کنند و دیگر اینکه درباره درآمدهای ارزی، شفاف‌تر اظهارنظر کنند و با ادبیات ضد و نقیض مردم و صاحبان تولید و کسب‌وکار را گیج و سرگردان نکند.

منبع: روزنامه قدس

برچسب‌ها

حرم مطهر رضوی

کاظمین

کربلا

مسجدالنبی

مسجدالحرام

حرم حضرت معصومه

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
در زمینه انتشار نظرات مخاطبان رعایت چند مورد ضروری است:
  • لطفا نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.
  • مدیر سایت مجاز به ویرایش ادبی نظرات مخاطبان است.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظرات پس از تأیید منتشر می‌شود.
captcha